مدير مدرسه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان درباره برنامه هاي اين همايش فرهنگي اظهار داشت: در اين همايش كه صبح روز پنج شنبه، 28 دي ماه برگزار مي شود، حجج الاسلام نامي و باهري از اساتيد حوزه به سخنراني ميپردازند.
وي درباره ديگر برنامه هاي اين همايش خاطر نشان كرد: قرائت مقاله و اجراي برنامههاي متنوع به همراه قرائت زيارت جامعه كبيره از ديگربرنامههاي اين همايش است.
گفتني است، اولين همايش انتظار به همت پايگاه بسيج طلاب مدرسه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان برگزار مي شود.
یک مقام مسئول در استان سیتان و بلوچستان از ورود یک گروه تروریستی جدید به زاهدان خبر داد.
وی در گفتگو با خبرنگار «جهان» گفت: این گروه تروریستی جدید که کار ساماندهی و آموزش اعضای آن توسط نیروهای امنیتی ائتلاف اشغالگر افغانستان صورت گرفته است ، با هدف ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی در منطقه سیتان و بلوچستان ، ترور علما و روحانیون شیعه و سنی ، حمله به مساجد و بمب گذاری در مناطق مختلف استان را در دستور کار خود دارد.
این مقام مسئول سیاسی استان سیستان و بلوچستان همچنین از آمادگی دستگاه های امنیتی و انتظامی برای جلوگیری از اقدامات گروه تروریستی مذکور خبر داد.
وی با اشاره به ترور چندی پیش یک روحانی جوان شیعه مسجد روستای افتخار آباد خاش در شب قدر ، گفت: این گونه ترورهای کور با نام عصبیت های مذهبی در حالی صورت می گیرد که اهالی شیعه و سنی منطقه ، به شدت از چنین اقداماتی متتنفرند.
این مقام سیاسی استان سیستان و بلوچستان در عین حال از موضع گیری های برخی بزرگان مذهبی این منطقه که موجب جری شدن تروریست ها و بهانه تراشی برای آنها می شود به شدت انتقاد کرد و گفت: صرف محکوم کردن تروریست ها کافی نیست بلکه باید به گونه ای اتخاذ موضع کرد که ترتیب دهندگان ترورهای کور نتوانند با تمسک به سخنان برخی بزرگان مذهبی اقدامات خود را توجیه کنند.
تشییعكنندگان با سردادن شعارهای «مرگ بر اشرار و قاچاقچیان، مرگ بر آمریكا، مرگ بر ضد ولایت فقیه» این عمل جنایتكارانه عوامل استكبار و قاچاقچیان مسلح را محكوم كردند.
آنان از نیروهای امنیتی و انتظامی و دستگاه قضائی خواستار برخورد قاطع با اشرار و دیگر ناامنكنندگان منطقه شدند.
در این آیین امام جمعه خاش نیز با محكوم كردن جنایت اشرار و عوامل دست نشانده استكبار، شهادت را افتخار بزرگی برای مسلمانان دانست.
حجتالاسلام محمدحسین میری گفت: شهدا زنده هستند و در پیشگاه خداوند متعال روزی میخورند.
مولوی محمدعلی شهنوازی امام جمعه اهل سنت خاش نیز گفت: اینگونه حركتهای ددمنشانه هیچگونه خللی در وحدت و انسجام مردم استان وارد نمیكند.
وی بیان كرد: مردم سیستان و بلوچستان اعم از شیعه و سنی تا آخرین قطره خون پاسدار خون شهدا و حافظ دستاوردهای نظام اسلامی خود هستند.
امام جمعه اهل سنت خاش با تاكید بر حفظ وحدت آحاد شیعه و سنی به ویژه در استان سیستان و بلوچستان، خواستار همكاری بیش از پیش مردم در تامین امنیت و از بین بردن شرارت و ناامنی در منطقه شد.
اشرار و قاچاقچیان مسلح موادمخدر در اقدامی ناجوانمردانه عصر پنجشنبه گذشته با كمین در مسیر عبور گروهی از نیروهای تیپ مستقل ۱۱۰ سلمان فارسی در منطقه كورین زاهدان، ۱۱ پاسدار و بسیجی را شهید و ۹ نفر دیگر را مجروح كردند.
شهید ریگی از جمله نیروهای بسیجی اهل سنت سیستان و بلوچستان است كه در كنار برادران شیعه خود برای حفظ امنیت مردم منطقه، به دست اشرار و عواملی كه شیعه و سنی برایشان تفاوتی ندارد، به شهادت رسید.
پیكر پاك چند نفر دیگر از شهدای این حادثه روز پنجشنبه در زاهدان، زابل و زهك تشییع شد.
● از ریگی تا ریگی!
در حادثه شهادت ۱۱ تن از فرزندان بسیجی، سپاهی و سربازان وظیفه که در پنجشنبه (۲۸ تیرماه) رخ داد، یکی از شهدا با نام محمد امین ریگی از طایفه مشهور ریگی و اهل خاش بود. این شهید اگرچه همنام تروریست مشهور، «عبدالمالک ریگی»، عامل و جانی فاجعه تروریستی تاسوکی و برخی فجایع و حوادث تروریستی و خرابکارانه، است اما تفاوتش با او از زمین تا آسمان است.
خوب به یاد دارم در یکی از مکالماتی که سرکرده تروریستهای جندالله درباره گروگانهای تاسوکی با یکی از بستگان داشت، وقتی با این پرسش مواجه شده که چرا شماری بیگناه را در تاسوکی به شهادت رسانده است، در پاسخ گفت: ما از فامیل خودمان هم میکشیم! این پاسخ، که با تعجب بسیار ما همراه بود، با این پرسش دیگر مواجه شد که: شما که به فامیل خودتان هم رحم نمیکنید، چگونه ادعای حمایت از بلوچ و اهل سنت را مطرح میکنید؟ و او پاسخ داد که: آنها شیعه بودند!
اگرچه در آن مکالمه از این سنخ سخنان توسط وی باز هم بر زبان رانده شد اما همین پرسش و پاسخ کافی است که نتیجه مطلوب گرفته شود. سرکرده تروریستها اینک با همراهی برخی ضد انقلابیون پرمدعا، ادعای آزادی ایران را در سر میپروراند و نام گروهک جندالله را به پیشنهاد همانها به جنبش مقاومت مردمی تغییر داده است!
با همه اینها اما در حادثه اخیر، شهید سعید محمدامین ریگی نه شیعه بود و نه اهل سیستان، بلکه از تبار طایفه ریگی، بلوچ، اهل خاش و از برادران اهل سنت بود. ظاهراً حد و مرز تروریستها فراتر از شیعه و سنی است و هر کس که با نظام جمهوری اسلامی و برای اعتلای ایران عزیز همکاری کند از دید این افراد حقیر مجرم است و باید تاوان پس دهد. و البته چه خوب تاوانی است شهادت، آن هم برای اعتلای ایران و تأمین امنیت شهروندان و خدمت به مردم.
درباره شهید محمد امین ریگی، گفته شده پس از آنکه وی و همرزمانش توسط تروریستها و به ناگاه هدف قرار گرفته بودند، با رشادتی تمام به مقابله با آنان برخاست بیآن که هراسی به دل راه دهد. این مقاومتها، اگرچه در نهایت منجر به شهادت او و برخی دیگر از همرزمانش شد، موجبات فرار تروریستها و ناکامی آنان در دستیابی به اهدافشان شد. مقاومت جانانه او این روزها نقل هر محفل و مجلسی است. تقدیر گسترده مردم قدرشناس از این شهید عزیز در مراسم تشییع وی که در شهرستان برگزار شد نشان داد او در قلوب مردم جای دارد.
نام و یادش جاودان باد.
● شریف لک زایی
▪ جزئیات شهادت شهید ریگی
شهید محمد امین ریگی، ۲۴ ساله، مجرد و متولد خاش، مدت بیش از یك سال بسیجی ویژه بود. پس از طی دوره آموزش نظامی در تیپ مستقل سلمان مشغول به فعالیت به عنوان دوشكاچی گردان شد.
در هنگام درگیری در روز ۲۸/۴/۸۶ پنجشنبه به عنوان همراه با شهید مهدی كیخا و صادقی، پزشك گردان، به عنوان محافظ به سمت زاهدان حركت نموده كه در بین راه به كمین اشرار مسلح برخورد میكنند.
شهید ریگی با شهامت و شجاعت تمام به پشت دوشكا پریده و با رگبار پیاپی اشرار را زمینگیر نموده و باعث فرصت برای عدهای از همراهان جهت پناه گرفتن می شود و این امر از شهید شدن عدهای جلوگیری میكند.
پس از آن با قناسه به سر ایشان گلولهای برخورد نموده و در پی آن با برخورد پیاپی گلولهها بر زمین افتاده و شهید میشود.
مهمترین دستاورد ایثار ایشان، فرصت برای سنگر گرفتن دوستانشان و رسیدن بقیه گردان به صحنه درگیری و در پی آن از دست رفتن فرصت برای اشرار بوده است كه برنامه جنایتكارانهای برای برادران سپاه و بسیج داشتهاند.
خدایش رحمت کناد.
این خبر که به طور گسترده ای منتشر شده، در ابتدا تنها شایعهای بیش نبود ولی پس از گذشت چند روز سیل عظیمی از مردم به آن منطقه روانه شد؛ تبلیغکنندگان این محل میگویند طی چند روز گذشته چندین نفر شفا پیدا کردهاند.
همچنین اعتقاد تعداد زیادی از هموطنان اهل سنت منطقه به این موضوع و حضورشان در محل باعث تعجب فراوان شده است.
تاکنون تعدادی از هموطنان از شهرهایی همچون بیرجند، نهبندان، شاهرود و حتی مشهد به این محل مراجع کردهاند.
تاکنون هیچ یک از مسئولان محلی نسبت به این شایعه و حضور گسترده مردم در این محل واکنشی نشان ندادهاند.
به گزارش روابط عمومي سازمان بازرسي کل کشور، در پي بررسي و انجام بازديدهاي ميداني از نحوه اجراي طرح طوبي در استان سيستان و بلوچستان، مشخص گرديد که برخي از اين طرحها فاقد هرگونه فعاليت بوده و يا اينکه اهداف مورد نظر را محقق نساخته بودند.
بنا بر اين گزارش، با تذکر و پيشنهاد اداره کل بازرسي استان سيستان و بلوچستان مبني بر تعيين تکليف اين نوع اراضي، هيأت واگذاري زمين استان سيستان و بلوچستان قرارداد 346 هکتار از اراضي واگذار شده در قالب طرح طوبي را ابطال و به سازمان جهاد کشاورزي باز گرداند.
احتمالا" شاید اکثر جوانان و نوجوانان سیستان این هنرمند فرزانه را نشناسند اما قدیمی تر ها خوب یادشان هست که آثار علی شهری چقدر ماندگار و تاثیرگزار بود .امیدوارم که ایشان هر چه زودتر سلامتی مجدد خود را بدست بیاورند .

مسئول كانون قرآن اداره تبليغات اسلامي ايرانشهر از برگزاري طرح قرآني نسيم با عنوان 1443 از اول تيرماه در اين شهرستان و بخش هاي بزمان و بمپور خبر داد.
به گزارش روابط عمومي اداره کل تبليغات اسلامي سيستان و بلوچستان :مسلم خدابخشي، مسئول كانون قرآن اداره تبليغات اسلامي ايرانشهر گفت: در راستاي اجراي طرح قرآني نسيم با عنوان 1443تعداد 9كلاس آموزش روخواني و روان خواني با همكاري اتحاديه موسسات و مراكز قرآني استان در ايرانشهر ، بمپور و بزمان در حال برگزاري است.
وي افزود: محتواي طرح 1443كه به مناسبت هزار و چهار صد و چهل و سومين سال نزول قرآن در كشور برگزار مي شود آموزش سوره مباركه اسراء در تابستان سال جاري اجرا مي شود.
خدابخشي تصريح كرد : اين طرح با هدف اجراي نهضت قرآن آموزي، آشنايي آحاد مردم با روخواني و روان خواني ازيكم تير ماه لغايت 22مردادماه ادامه داردكه شامل 22جلسه آموزشي 90دقيقه اي مي باشد.
مسئول كانون قرآن اداره تبليغات اسلامي ايرانشهر تصريح كرد: سهميه استان از اين طرح 59كلاس است كه 9 كلاس آن مربوط به ايرانشهر مي باشد .
در این شورشهای چند روز اخیر نیز شاهد این حوادث بودیم که در جریان آن زندگی روزمره مردم دستخوش این حوادث تلخ بود و عد ه ای با هماهنگی و سازمان یافته به تخریب بانکها و اتوبوسها و دیگر اماکن دولتی پرداختند غافل از اینکه این امکانات متعلق به خود این مردم می باشد .
اما نکته مهم این است که مردم تهران قدر امنیت موجود را در تهران فهمیدند اگر مردم تهران موقعیت مردم عراق و دیگر کشورهای اشغال شده را درک نمی کردند با دیدن این حوادث از نزدیک قدر جمهوری اسلامی را بهتر فهمیدند اگر مطالب وبلاگ من را دنبال کرده باشید مطلبی داشتم در مورد افزایش قدرت وهابیت در منطقه و بخصوص گسترش بسمت مرزهای جغرافیایی ایران در چند سال اخیر است
کشورهای عرب حاشیه ایران از بودن ایران قوی و شیعه احساس خطر شدید دارند این دولتها تمام تلاششان را برای ضعف ایران انجام می دهند همچنین کشورهای استعماری انگلیس و امریکا و اتحادیه اروپا وجود کشورهای قوی در خاورمیانه مانند ایران -پاکستان و ... را نمی توانند تحمل کنند چنانکه شاهد هستیم در بلوچستان گروهکی در کردستان گروهگ تروریستی دیگری همچنین گروهک دیگری در خوزستان را در برابر حکومت با هدف تجزیه طلبی بوجود آورده اند
پس حداقل قدر امنیت و ثباتی که در این کشور هست را بدانیم .
نماینده زاهدان: از یکسال قبل اخباری درباره استقرار منافقین در پاکستان داشته ایم
همچنین دکتر حسینعلی شهریاری، نماینده زاهدان در گفت وگو با خراسان اعلام کرد که از یک سال قبل اخباری درباره استقرار برخی عناصر منافقین در پاکستان داشته ایم. شهریاری افزود: این عناصر مستقر شده با گروه های تروریستی از جمله گروهک ریگی علیه نظام و کشور فعالیت می کنند و همکاری این گروه های معاند علیه نظام کاملا طبیعی تلقی می شود.
اصولي که به دروغ و تهمت و بدخلقي ميرسد، اصول کدام دين و مرام و مسلک است؟ آيا ميشود معتقد به دين بود و اين گونه رفتار کرد؟ تعصب، بدبيني، بدکلامي، رفتار روزمره و عادي شده است که شايد ديگر کسي ايرادي به آن نگيرد. همه خود را در جايگاه خدايي گذاردهاند و براي بندگان خدا حکم ارتداد و دشمني با خدا و کفر و يزيدي و معاويه دوستي صادر ميکنند.
مگر اصول دين ما اين اجازه را ميدهد که براي رسيدن به قدرت، به همه ارزشهاي انساني آن هم به نام دين پشت پا بزنيم؟
اگر امروز امام حسين (ع) در ميان ما بود و اگر منافع حزب و گروهمان با قدرت او در خطر ميافتاد، آيا مطمئنيد از کوفيان و شاميان بدتر نبوديم و حکم به نامسلماني وي نميداديم؟
کافي است سري به سايتها و خبرگزاريها بزنيم که نه دقتي است در هزينهکرد بيتالمال و نه ابايي در دروغگويي و کذب؛ و چه انسانهاي کوچکي به صرف همعقيده بودن با ما به منزلت رسيدند و چه انسانهاي شريفي که به صرف نظر مخالف داشتن، از گبر و بت پرست بدتر شدهاند!
به خود آييم که روز حساب در پيش است.
نيازي به اصلاحطلبي و يا اصولگرايي نيست؛ آزاده باشيم. خدا همه ما را از دروغ و دروغگو، تهمت و تمهت زن و شايعات محفوظ بدارد؛ شايد که روزگار خوش انسانيت ما برگشت...!
موضوعات بحث بیشتر بر روی زبان بلوچی و زبان های فراموش شده ی اایران از قبیل مازندرانیُ تالش گیلانی و ... بود. پروفسور لوتس ژهاگ و دکتر کارینا جهان هرکدام اهل آلمان و سوئد در این همایش به بحث و ارایه ی مقالات در مورد زبان بلوچی پرداختند. که توجه خارجیان به زبان بلوچی شگفتی و تعجب همه ی حاضران را برانگیخته بود.
سالهاست که سیاست کنترل جمعیت بهداشت دنبال می شود صرفنظر از نتایج بسیار خوب اقتصادی و بهداشتی برای خانوارهای ایرانی وهابیت منطقه بر روی این مسائل کار نموده و با فتواهای علمای اهل تسنن و تشویق مذهبی به تعدد زوجات و تکثر اولاد شاهد سیر بسیار صعودی اهل سنت کشور (بلوچ-ترکمن-کرد-خراسان جنوبی و دیگر نقاط کشور ) هستیم
چون حکومت جمهوری اسلامی ایران متکی به آرا می باشد و در طول تاریخ ۳۰ ساله نظام ۳۰ انتخابات برگزار شده اهمیت رای هر شخص در اینجا مشخص می شود اینکه می بینیم گروههای جبهه دوم خرداد متاسفانه به دست بوسی علمای اهل سنت رفته و به آنها قول وزیر و استاندار می دهند ناشی از تاثیر افزایش بی سابقه جمعیت اهل سنت است
چرا که در طول جنگ ۸ساله نزدیک به صددرصد شهدا از شیعیان بوده و معدود شهدای اهل تسنن نیز از سربازان وظیفه بوده اند و باز به همت وزرات بهداشت و تاسیس خانه های بهداشت و امکانات جاده و برق و آب سالم و بهداشتی در مناطق کشور تعداد مرگ و میر نوزادان کاهش یافته و روز به روز افزایش موالید را شاهد بوده ایم
شاید عده ای بگویند که آنها هم مانند سایر شهروند نظام جمهوری اسلامی ایران هستند اما باید توجه داشت که روز به روز بر نفوذ گروههای وهابی (تکفیری :شیعیان را کافر می دانند) که از عربستان و پاکستان پشتیبانی مالی و فکری و معنوی در کشور افزوده می شود
کشورهای عربستان و عربی حاشیه خلیج همیشه فارس چون ایران را خطری برای خود می دانند به سبب نفوذ معنوی ایران بر شیعیان عربستان -عراق -کویت-پاکستان سعی دارند ترکیب جمعیتی کشور را به سود خود عوض کنند شما حساب سرانگشتی کنید در حال حاضر هر خانواده اهل سنت حداقل ۱۰ فرزند دارد و ذکر این مسئله که چون اکثرا سنی ها در مناطق گرمسیر مانند هرمزگان-بلوچستان و... زندگی می کنند و از نزدیک شاهد بوده ام که دختران ۱۲-۱۰ ساله آنها از لحاظ جسمی مانند دخترهای ۲۰ ساله مناطق دیگر هستند و اکثرا در سنین پایین ازدواج می کنند چند سال لازم است تا به اهداف دراز مدت خود برسند.
لازم بذکر است که معمولا اقلیت ها دارای انسجام خوبی در همه جای دنیا هستند این موضوع نیز در خصوص اهل سنت نیز صدق می کند آنها تابع بی چون و چرای علمای مذهبی و مفتی های خود هستند چیزی که متاسفانه در بین شیعیان کتر به چشم می خورد.
زاهدان - استاندار سيستان و بلوچستان اعلام کرد: با تلاش نيروهاي جان بر کف امنيتي و اطلاعاتي، تعدادي از اعضا گروه تروريستي عامل انفجار درمسجد علي ابن ابيطالب (ع) زاهدان دستگير شدند. |
وي تاکيد کرد: پس از انجام تحقيقات لازم در اين زمينه اعضاي اين گروهک تروريستي به عنوان عوامل بمب گذاري به سزاي عملشان خواهند رسيد.
آزاد، تعداد مجروحان اين حادثه را 125 نفر اعلام کرد که برخي از آنان بعد از درمان سرپايي از مراکز درماني ترخيص شدند و 80 مجروح اکنون در بيمارستان هاي زاهدان بستري هستند.
ادامه مطلب...
آگاهي و تفكر اين شهيد را سرلوحه كار خود سازيم . شعر ذيل توسط پدر شهيد در تشكر از همشهريان در تحمل اين هجران در تحمل اين هجران سروده و چاپ گرديده است ، «من لم يشكر المخلوق لم يشكر الخالق » . شهيد قلب تاريخ است .
ممنونم از شما كه محبت نموده ايد === در كفن و دفن قائم من مرحبا يتان === اين بنده حقير به غم مبتلا شده
هر صبح و شام و سال نمايد دعايتان ===آن همت باشد و محبت كه ازشما === ديدم شدم هميشه رهين وفايتان
احسنت و مرحبا به شما همرهان دل === پاينده باد هميشه بقايتان
شهيد خاكسار حدود يكسال و نيم از عمر پر بار خود را در جبهه هاي غرب و جنوب گذرانيد و در سال 64 د ر محضر حضرت آيت الله ، جنتي و آيت الله مقتدايي و حجه الاسلام والمسلمين طبسي ، نماينده محترم امام ، عمامه گذاري نمود و ملبس به كسوت پاك روحانيت گرديد و در ايام تبليغي به تبليغ در روستاها مشغول و بقيه سال مشغول تحصيل بود . همچنين در ايام برداشت محصول كشاورزي به روستاي پدري آمده و به پدر در برداشت محصول كمك مي كرد .شهيد خاكسار در سال 67 به پيشنهاد پدر ، همسر خويش را انتخاب و عقد نمود و در اوايل سال 68 به منظور تبليغ به منطقه سيستان و بلوچستان آمده و مدتي در اداره كل تبليغات اسلامي استان اشتغال بكار داشت و در تاريخ 22/4/67 طي حكمي از طرف مدير كل محترم تبليغات اسلامي استان حجت الاسلام و المسلمين يوسفي مقدم به سمت سرپرست اداره تبليغات اسلامي شهرستان زابل منصوب گرديد .
شهيد خاكسار به همراه شهيد عظيم زارعي و شهيد سرباز وظيفه سيد قائم مصطفوي راننده ، آن روز18/2/69 با وسيله نيسان پاترول به شماره 57327-تهران 29 طي حكم ماموريتي به تهران اعزام شدند كه در حوزه بخش نصرت آباد از توابع زاهدان حدود ساعت 12 ظهر ، اشرار مسلح به آنها حمله كرده و راننده را شهيد و عزيزان خاكسار و زارعي را همراه ماشين به اسارت مي برند و بعدا مسافران و اتومبيل هاي عبوري جسدي را ديده و به پاسگاه نصرت آباد گزارش كرده و پاسگاه بررسي نموده متوجه شدند پيكر مربوط به سرباز مامور به خدمت در سازمان مي باشد ، به هر حال پس از اين جريان مسئول وقت سازمان حاج آقايوسفي و خانوده هاي اين دو عزيز پيگير مسئله مي شوند و طي مكاتبات فراوان با مسئولين ذيربط در كشور و استان خواستار پيدا كردن اين دو بزرگوار مي شوند ولي پس از مدتي وهابيون و اشرار از خدا بي خبر آن دو عزيز را بطور وحشيانه اي مثله نموده و به شهادت مي رساند و از دادن جنازه آن عزيز امتناع مي ورزند و پس از پيگيري 11 ماهه مسئول استان و سازمان تبليغات اسلامي به خصوص آيت الله جنتي و پيگير خانواده آن دو عزيز سرانجام در تاريخ 25/1/70 جنازه آن در شهيد تحويل مقامات استان گرديد و در زاهدان تشيع و شهيد زارعي را در زاهدان و شهيد خاكسار را در زادگاهش تربت حيدريه به خاك مي سپارند .
« روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد »
عظيم مهربان بود . عظيم امانت دار معروفي بود دوست داشتني بود. هر جا فرصتي مي يافت به ياري ديگران مي شتافت . اصلا دوستانش او را همه كاره مي دانستند . از پست مسيئوليت گرفته تا يك خدمه ساده ، براي او شغلها فرقي نمي كرد ، اين آدمها بودند كه به خود ارزش مي دادند .
شهيد عظيم زاري در سال 1341 در شهرستان زاهدان در خانواده اي متدين و ديندار ديده به جهان گشود فرزند بزرگ خانواده بود از همان دوران كودكي علاقه شديدي به اهل بيت عليهم السلام داشت . كمك به پدر را در همان روزهاي اول زندگي خوب آموخته بود . با عشق به تحصيل دوران ابتدائي ، راهنمايي و دبيرستان را پشت سر گذاشت . عظيم چشمان نافذي داشت . اهل علم و ادب بود . با موفقيت در آزمون سراسري قبول شد ولي پذيرفته شدن وي در آزمون مقارن با تعطيلي دانشگاهها در اوايل انقلاب اسلامي بود بود . فعاليت سياسي و انقلابي خود را ازهمان سالهاي دبيرستان پا به پاي دوستان مبارزش آغاز كرد . اهل برگزاري مراسم مذهبي بود . ساماندهي انجمن اسلامي دبيرستانش را به عهده داشت و اين فعاليت را تا بعد از دبيرستان نيز ادامه داد. در امر دفاع از اسلام و ايران از هيچ چيز هراس نمي كرد .در سال 1361 به جرگه سربازان نظام پيوست، دو ماه پس از آن ازدواج كرد . حاصل ازدواجش دوفرزند دختر بود . صالح و پاكدامن ، خاطرات شيرين او در دوران سربازيش ، الطاف همه جانبه او به ديگران ، همه ي حرف و سخن هايي است كه هميشه ورد زبان دوستانش بوده و هست . بعد از به پايان رساندن خدمت سربازي در استانداري مشغول به كار شد اما به علت علاقه وافري كه به اسلام و ترويج آن خصوصا در زمينه فرهنگي داشت ، در سال 1365 وارد اداره كل تبليغات اسلامي سيستان و بلوچستان شد و به عنوان مسئول تداركات استان كه بخش عمده و مهمي از فعاليتهاي سازمان را پوشش مي داد معرفي گرديد . چهار سال انجام وظيفه صادقانه و در عين حال سرشار از خضوع و خشوع ، مدت كوتاهي بود اما خوب توانست ديگران را مجذوب رفتار خويش نمايد . همه او را فرشته نجات خطاب مي كردند . هر وقت كاري به مانع برخورد مي كرد يا كسي دچار مشكلي مي شد اين عظيم بود كه به ياريش مي شتافت و بالاخره موعد مقرر فرا رسيد . آن روز عظيم حال و هواي عجيبي داشت ، مدام از رفتن صحبت مي كرد پرواز به سوي ابديت .... وقتي حكم ماموريت او به تهران جهت شركت در سمينار فرهنگي ، اداري و .... امضا ء شد ، انگار در پوست خود نمي گنجيد امانتدار بچه هاي سازمان بود ، همان روز اماتني هايشان را به آنها برگرداند هيچكس نمي دانست ماموريت عظيم بازگشتي ندارد . خلاصه 18/2/69 فرا رسيد و اين عظيم زارعي بود كه به همراه دو تن از دوستانش ، شهيد حجه الاسلام خاكسار و سرباز وظيفه قائم مصطفوي به ماموريت اعزام مي شد . ديده بوسي دوستانه ! زير لب خنده كنان مي گفت : « اكر بار گران بوديم ، رفتيم .....
از شهيد زارعي دو دختر به نامهاي افسانه و فاطمه به يادگار ماندند.
يادواره شهيدان سيستان و بلوچستان ،با حضورمدير کل اين استان،امام جمعه زابل، فرماندار زاهدان، مديرکل فرهنگ و ارشاد و اسلامي وبنياد شهيد و امور ايثار گران ، مسئولان و خانوادههاي شهدا در سالن اجتماعات اين اداره كل برگزار شد.
به گزارش روابط عمومي اداره کل تبليغات اسلامي سيستان و بلوچستان: اين مراسم با تلاوت آياتي چند از کلام الله مجيد توسط مهدي عليمحمدي مسئول دارالقرآن الکريم تبليغات اسلامي استان و پخش سرود جمهوري اسلامي ايران آغاز شد و سپس حجتالاسلام «صفر قربانپور»، دبير يادواره، ضمن گراميداشت ياد و خاطره اين شهدا و عرض خير مقدم به مدعوين و خانواده هاي معظم شهدا گفت: شهدا پايهگذار انقلاب بودهاند و تاكنون اين نظام به بركت قطره قطره خون آنها پا برجا بوده است.
وي اهداف برگزاري اين يادواره را تجليل از مقام شامخ شهيدان «عظيم زارعي»، حجتالاسلام «خاكسار» و شهيد سيد «قائم مصطفوي» كه طي حادثهاي در تيرماه 1369 در تنگه نصرتآباد شهيد شدند و همچنين گراميداشت حجتالاسلام شهيد «توكلي»، اولين شهيد محراب استان در رمضان سال گذشته عنوان كرد.
حجتالاسلام «طباطبايي»، امامجمعه شهرستان زابل، ضمن بيان آيه (ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل لله امواتا بل احيا عند ربهم يرزقون ) در بيانات خود به تفسير فلسفه شهادت، شهيد و پيرامون بزرگترين رخداد جهان هستي ،بعثت پيامبر اکرم (ص) پرداخت وگفت: شهيد يکي از گواهان روز قيامت است و در لحظه اي که بر زمين مي افتد فرشتگان درگاه الهي بر بالين او حاضرند .
حجت الاسلام طباطبايي افزود : ويژگي برتر حضرت عيسي صلح است و بزرگترين ويژگي پيامبر اکرم (ص) رحمت است و مسلما رحمت بالاتر از صلح است .
در ادامه برنامه جهانزاده رييس کانون مداحان استان با مداحي در وصف مقام شهيد، حاضرين در اين مراسم را به فيض رساند .
پخش کليپ يادواره ،قرائت دکلمه توسط دختر شهيد عظيم زارعي و بيانيه توسط محمد عباسيان از برنامه هاي بعدي اين يادواره بود.در پايان نيز از خانواده شهيدان و همچنين مسئولان و دستاندركاران با اهداي لوح تقدير شد. شايان ذکر است پس از اتمام يادواره شهداي اداره كل تبليغات اسلامي سيستان و بلوچستان، خانواده شهدا و مسئولان استان ضمن حضور در گلزار شهدا ياد و خاطره اين پرچمداران امامت و ولايت را گراميداشته و سپس از کليه اعضاي خانواده هاي شهيدان به صرف ناهار پذيرايي شد.
قابل ذکر است که در ادامه برگزاري اين يادواره بعد از نماز مغرب و عشا زيارت عاشورا توسط خانوادهاي شهدا و پرسنل اداره کل تبليغات اسلامي استان در حسينيه شهيد عظيم زارعي قرائت شد

چكيده :
تاريخ اسلامي گواهي مي دهد كه پس از رسالت پيامبر گرامي اسلام (ص) امر خليفهاللهي به امام علي(ع) تعلق يافت و پس از او به فرزندان معصومش-عليهم السلام- واگذار گرديده است . چنانكه براي خلافت امام علي (ع) در حجه الوداع ، آيه كريمه « اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي » نازل گشت و همه اصحاب رسول مكرم (ص) در غدير خم و در مقابل آن پيامبر بزرگوار با امام علي (ع) دست بيعت داده و با خلافتش پس از رسول گرامي (ص) موافقت نمودند ؛ زيرا او را ارجمندتر از ديگر صحابه مي دانستند .
اما ديري نپاييد كه دنياطلبان و تبهكاران با ايجاد رعب و وحشت در ميان مردم مسلمان ، سعي نمودند تا از عزت و سرافرازي آن امام و خاندانش (ع) بكاهند كه همه وقايع پس از ماجراي سقيفه بني ساعده تا معركه كربلا ، براي همين منظور بوده است و آنان سعي نمودند تا فقط خود را نزد مردم عزيز و محترم نشان دهند.
ولي در هيچ برهه از فعاليتشان براي تضعيف سربلندي كساني كه خداوند حق خلافت را برايشان تأييد كرده بود ، تاب نياوردند و مجبور گرديدند به شكست تن دهند و براي هميشه از عزت ظاهري به ذلت ابدي برسند .
در اين مقاله تلاش گرديد تا ابتدا مفهوم عزت در فرهنگ اسلامي و شيعه علوي با استناد به آيات كريمه قرآن و اقوال امامان تبين گرديده ، سپس به چگونگي ارجمندي امام علي (ع) و فرزندان آن امام بزرگوار پرداخته و در پايان موجبات شكست غاصبان خلافت شيعه و ولايت علويي يعني امويان توسط طرفداران نهضت امام حسين (ع) بيان گردد.
واژه هاي كليدي : عزت ، ارجمندي ، ذلت ، خواري ، ننگ ، ولايت ، جنبش
ادامه مطلب...

يک اقدام اساسى در زمينهى پيشرفت و عدالت، آن مسئلهاى است که من در پيام نوروزى خطاب به ملت عزيز ايران عرض کردم؛ و آن مسئلهى مبارزهى با اسراف، حرکت در سمت اصلاح الگوى مصرف، جلوگيرى از ولخرجىها و تضييع اموال جامعه است؛ اين بسيار مسئلهى مهمى است. البته بار اوّلى نيست که ما اين مطلب را مطرح ميکنيم. من در همين ديدار اول سال، در نوبتهاى متعددى در همين جا خطاب به مردم عزيزمان دربارهى اسراف، دربارهى ولخرجى و تضييع اموال و لزوم صرفهجوئى مطالبى را عرض کردم؛ اما اين مسئله تمام نشده است؛ اين مقصود، آنچنان که بايد و شايد برآورده نشده است. لازم است به عنوان يک سياست، ما مسئلهى صرفهجوئى را در خطوط اساسى برنامهريزىهايمان در سطوح مختلف اعمال کنيم. مردم عزيزمان توجه داشته باشند که صرفهجوئى به معناى مصرف نکردن نيست؛ صرفهجوئى به معناى درست مصرف کردن، بجا مصرف کردن، ضايع نکردن مال، مصرف را کارآمد و ثمربخش کردن است. اسراف در اموال و در اقتصاد اين است که انسان مال را مصرف کند، بدون اينکه اين مصرف اثر و کارائى داشته باشد. مصرف بيهوده و مصرف هرز، در حقيقت هدر دادن مال است. جامعهى ما بايد اين مطلب را به عنوان يک شعار هميشگى در مقابل داشته باشد؛ چون وضع جامعهى ما از لحاظ مصرف، وضع خوبى نيست. اين را من عرض ميکنم؛ ما بايد اعتراف کنيم به اين مسئله. عادتهاى ما، سنتهاى ما، روشهاى غلطى که از اين و آن ياد گرفتهايم، ما را سوق داده است به زيادهروى در مصرف به نحو اسراف. يک نسبتى بايد در جامعه ميان توليد و مصرف وجود داشته باشد؛ يک نسبت شايستهاى به سود توليد؛ يعنى توليد جامعه هميشه بايد بر مصرف جامعه افزايش داشته باشد. جامعه از توليد موجود کشور استفاده کند؛ آنچه که زيادى هست، صرف اعتلاى کشور شود.
ادامه مطلب...
۱- شفاي سرطان پسربچه سني در مسجد جمکران
در «مسجد جمکران» پسر بچه اي که اهل « زاهدان» است، شفا گرفته است که هم فيلم ويدئويي آن موجود است و هم نوار آن و نويسنده سؤال و جوابي را که از جناب «حاج آقاي موسوي» مديريت محترم مسجد با خود نوجوان و والده او نموده است، از نوار پياده شده و اينطور نقل شده است:
تاريخ مصاحبه: هيجدهم آبان ماه 1372.
سؤال: لطفاً خود را معرفي و اصل ماجراي شفا پيدا کردن را بيان کنيد.
جواب: بسم الله الرحمن الرحيم
من «سعيد چنداني»، 12 ساله هستم که حدود يک سال و هشت ماه به سرطان مبتلا بودم و دکترها جوابم نموده بودند.
15روز قبل، شب چهارشنبه که به «مسجد جمکران» آمدم، در خواب ديدم نوري از پشت ديوار به طرف من مي آيد که اول ترسيدم، بعد خود را کنترل نموده و اين نور آمد به بدن من تماسي پيدا کرد و رفت و نور آنقدر زياد بود که من نتوانستم آن را کامل ببينم.
بيدار شدم و باز خوابيدم تا صبح که از خواب بيدار شدم، ديدم بدون عصا مي توانم راه بروم و حالم خيلي خوب است تا شب جمعه در مسجد جمکران مانديم و در شب جمعه، مادرم بالاي سرم نشسته بود و به تلاوت قرآن مشغول بود، احساس کردم کسي بالاي سر من آمد و جملاتي را فرمود که من بايد يک کاري را انجام دهم، سه مرتبه هم جملات را بيان کرد.
من به مادر گفتم: « مادر! شما به من چيزي گفتي؟ »
گفت: « نه! من آهسته مشغول قرائت قرآنم. »
گفتم: « پس چه کسي با من حرف زد؟ »
گفت: « نمي دانم. »
هر چند، سعي کردم آن جملات را به ياد بياورم متأسفانه نشد و تا الان هم يادم نيامده است.
سؤال: سعيد جان! شما اهل کجا هستي؟
جواب: زاهدان.
سوال: کدام قسمت زاهدان؟
جواب: خود زاهدان.
سوال: کلاس چندمي؟
جواب: پنجم.
سوال: کدام مدرسه مي روي؟
جواب: محمد علي فائق.
سوال: شما قبل از شفا پيدا کردن، چه ناراحتي داشتي؟
جواب: غده سرطاني.
سوال: در کجاي بدنت بود؟
جواب: لگن و مثانه و شکم.
سوال: از چه جهت ناراحت بودي؟
جواب: راه رفتن و درد و ناراحتي که حتي با عصا هم نمي توانستم درست راه بروم، مرا بغل مي گرفتند.
سوال: دکترها چه گفتند؟
جواب: گفتند: ما نمي توانيم عمل کنيم و جوابم کردند و بعضي به مادرم مي گفتند بايد پايش را قطع کنيم.
سوال: شما در اين مدت، بيرون از منزل نمي رفتي؟
جواب: از وقتي که مرا عمل کرده براي نمونه برداري که سه ماه قبل بود، ديگر نتوانستم از خانه بيرون بروم.
سوال: در اين سه ماه چه مي کردي؟
جواب: خوابيده بودم و نمي توانستم راه بروم.
سوال: مي شود آدرس منزلتان را بگوييد.
جواب: بلي! زاهدان، کوي امام خميني، انتهاي شرقي، کوچه نعمت، پلاک 6، منزل آقاي چنداني.
سوال: شما چطور شد جمکران آمديد؟
جواب: مادرم مرا آورد.
سوال: چه احساسي داري الان که به مسجد جمکران آمده اي؟
جواب: خيلي احساس خوبي دارم و ناراحتيهايم همه برطرف شده.
سوال: بعد از اينکه شفا يافتي، دکتر رفتي؟
جواب: آري!
سوال: چه گفتند؟
جواب: تعجب کردند و مادرم به آنها گفت: ما دکتر ديگري داريم و او علاج کرده گفتند: کجاست؟ گفت: جمکران و آنها هم آدرس گرفتند و گفتند ما هم مي رويم.
سوال: شما قبل از اينکه شفا بگيري و قبل از خوابيدن، چه راز و نيازي کردي و با خود چي مي گفتي؟
جواب: گريه کردم و از خدا و امام زمان (عليه السلام) خواستم که اين درد از من برود و مرا شفا بدهد و بالأخره به نتيجه رسيدم و موفق شدم و خيلي راضيم.
سوال: شما براي معالجه کجا رفتيد؟
جواب: چند ماه قبل به بيمارستان «الوند» رفتيم. بعد دکتر گفت تکه برداري مي کنم، رفتم، بستري شدم و تکه برداري کردند. پس از چهار روز که بستري بودم، از حال رفتم، و سه چهار ماه نتوانستم اصلاً راه بروم و تمام خانواده ام، مأيوس بودند.
سوال: خيلي درد داشتي؟
جواب: آري!
سوال: الآن هيچ درد نداري؟
جواب: خير!
سوال: با چه چيزي شما را به اينجا آوردند؟
جواب: ماشين.
سوال: به چه نحو وارد مسجد شدي؟
جواب: تا نصف راه با عصا آمدم، نتوانستم، مرا بغل کردند و به مسجد آوردند.
سوال و جواب با مادر نوجوان سرطاني شفا يافته:
بسم الله الرحمن الرحيم
بر محمد و آل محمد صلوات!
براي خشنودي امام زمان (عليه السلام) صلوات! من از يک جهت ناراحت و از يک جهت خوشحال هستم و لذا نمي توانم درست صحبت کنم، ببخشيد.
اما ناراحتي من اين است که مي خواهم از اينجا بروم و جهت خوشحاليم آن است که فرزندم شفا پيدا کرده است.
بچه من يک سال و 8 ماه مريض بوده و به من چيزي نگفت. يعني فرزندم يک سال با درد ساخت و چيزي نگفت تا ناراحتي خيلي شديد شد و به من اظهار کرد. من او را نزد دکترهاي زاهدان بردم، به من گفتند بايد اين بچه را به تهران ببريد. او را به تهران آوردم و نمونه برداري کردند و گفتند: « غده سرطاني است. »
من بي اختيار شده و به سر و صورتم زدم و از آن روز به بعد که مرض او را فهميدم خواب راحت نداشتم و شبهاي طولاني را نمي دانم چه طور گذرانده و خواب به چشمان من نمي آمد.
آنچه بلد بودم اين بود که: اول به نام خدا درود مي فرستادم و « الله اکبر» و « لااله الاالله» مي گفتم. چندين دوره تسبيح « لا اله الاالله» مي گفتم که اين نام خداست. بعداً به نام محمد صلي الله عليه و آله و بعد به نام حضرت مهدي (عليه السلام) و بقيه انبياء صلوات فرستادم؛ چون خواب که به چشمم نمي آمد، نمي خواستم بيکار باشم.
سوال: دکترها چه گفتند؟
جواب: گفتند: مادر سعيد! الان که بچه را از بين برده اي، براي ما آورده اي! و به من گفتند که سرطان است و علاج ندارد. گفتم تقصير من نيست، به من نگفت. به او گفتند: چرا نگفتي؟ گفت: من نمي دانستم که سرطان است. به هر حال دکترها عصباني شدند و به من گفتند ببرش.
چهار دکتر ما را جواب کردند. به بعضي از دکترها التماس کردم، گفتند: شيمي درماني مي کنيم تا چه پيش آيد. چند جلسه شيمي درماني کردند و هنوز زير برق نگذاشته بودند که من سعيد را به اينجا ( مسجد جمکران) آوردم.
وقتي به اينجا آمديم، روز سه شنبه بود و سعيد شب چهارشنبه، ساعت سه بعد از نصف شب، که تنها بود و من خودم مسجد بودم، خواب مي بيند؛ من آمدم ديدم بدون عصا دارد راه مي رود.
گفتم: سعيد جان! زود برو، چوب را بردار، چرا بدون عصا مي روي؟
گفت: من ديگر با پاي خودم مي توانم راه بروم و احتياجي به عصا ندارم. مگر من نيامدم اينجا که بدون چوب بروم؟
من و برادرش گفتيم لابد شوخي مي کند، و او گفت: من شفا گرفتم و خوابش را گفت.
برادرش گفت: « اگر راست مي گويي، بنشين. » نشست. « بلند شو»، بلند شد. « سينه خيز برو »، رفت. ديدم کاملاً خوب شده است. « الحمدالله رب العالمين.»
من به خاطر اينکه بچه ام را چشم نکنند و اسباب ناراحتي او را فراهم نکنند، گفتم به کسي نگويم تا بعداً براي متصدي مسجد نقل مي کنم.
شکر، «الحمدلله» بچه ام را آوردم اينجا، سالم شده و اميد است حضرت اجازه بدهد تا از خدمتش مرخص شويم.
در نوار ويدئويي از اين مادر سوال شده: چرا شما به « مسجد جمکران» آمدي؟
در جواب مي گويد: به خاطر خوابي که وقتي در بيمارستان تهران بودم، ديدم که مرا به اينجا راهنمايي کرده و گفتند: شفاي فرزند تو آنجاست.
سوال: ايشان چند ماه مريض احوال و بستري بود؟
جواب: از شهريورماه، که از شهريور تا آبان، ديگر هيچ نتوانست راه برود. در زاهدان پدرش او را بغل مي گرفت و از اين طرف به آن طرف و پيش دکتر مي برد و در مسافرت برادرش که همراه ما هست. چون بعد از نمونه برداري، به کلي از پا افتاد و عکسها و مدارک موجود است.
سوال: بعد از شفا هم او را پيش دکترها بردي؟
جواب: آري! و تعجب کردند و گفتند: چه کار کردي که اين بچه خوب شده؟
گفتم: ما يک دکتر داريم که پيش او بردم. گفت: کجاست؟ گفتم: «قم» « جمکران» و از سکه هاي امام زمان (عليه السلام) که شما داده بوديد، به آنها دادم. بخدا دکتر تعجب کرد، دکترش آدرس جمکران را نيز گرفت.
سوال: کدام دکتر بود؟
جواب: بيمارستان هزار تختخوابي (امام خميني) و نام دکتر هم «دکتر رفعت» و يک دکتر پاکستاني.
سوال: دقيقاً چه مدت است که اينجا هستي؟
جواب: نزديک يک برج است اينجا هستم و بايد حضرت امضا کند و اجازه دهد تا از اينجا بروم.
سوال: پدرش مي داند؟
جواب: آري! خودم تلفن زدم و همه تعجب کرده و باور نمي کنند که بچه خوب شده باشد.
سوال: محل شما اکثراً اهل تسنن هستند؟
جواب: بلي!
سوال: خودتان چطور؟
جواب: ما خودمان اهل تسنن و حنفي هستيم، پيرو دين، قرآن و اسلام هستيم.
سوال: حالا که امام زمان (عليه السلام) بچه شما را شفا داده، شما شيعه نمي شويد؟
جواب: امام زمان (ع) مال ما هم هست و تنها براي شما نيست.
آقاي زاهدي نقل مي کنند:
در سفري که اخيراً با حجت الاسلام سيد جواد گلپايگاني جهت افتتاح مسجد سراوان به زاهدان داشتم و جوياي حال اين خانواده شدم به دو نکته آگاهي يافتم:
1. ديدار اين نوجوان با مرحوم آيت الله العظمي گلپايگاني و سفارش ايشان به او که بايد جزو شاگردان مکتب امام صادق (عليه السلام) و از سربازان امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ شوي.
2. مژده دادند که افراد خانواده اين نوجوان همه شيعه اثني عشري شده اند و اين قصه در نزد مردم آنجا مشهور است.»
منبع: كتاب شيفتگان حضرت مهدي ج۲ ص۴۶ ـ از انتشارات مسجد جمكران
* * * * *
۱- عنايت حضرت بقيه الله (ارواحنا فداه) به نوجوان 13 ساله زاهدانى در مسجد مقدس جمكران
كرامات ، معجزات و عناياتى كه از ائمه اطهار عليه السلام صادر گشته و توسط راويان مورد اعتماد روايت شده ، و در كتابهاى مورد استناد ثبت گرديده ، منحصر به صدر اسلام و قرون اوليه اسلام نمى باشد، بلكه هر روز در گوشه و كنار جهان ، به ويژه در حرم ائمه هدى ، عليهم السلام معجزات و كرمات تازه اى تحقق مى يابد كه دليل حقانيت پيشوايان شيعه ، و مابه دلگرمى شيعيان مى باشد.
هر يك از شما يك يا چند معجزه در حرم مطهر ثامن الحجج امام على بن موسى الرضا - عليه السلام - ديده و يا شنيده ايد.
اكنون كه دوران فرمانروائى حضرت بقيه الله - ارواحنا فداه - مى باشد، همه روزه دهها نفر در اقطار و اكناف جهان با توسل به ذيل عنايت آن حضرت از امراض صعب العلاج و ديگر گرفتاريهاى خانمانسوز به طور معجزه آسا رهائى مى يابند، و براى هميشه خود را رهين عنايات آن حضرت مى دانند.
در اينجا يكى از اين كرامتها را كه در شب دوازدهم جمادى الاولى 1414 ه در مسجد مقدس جمكران در مورد يك كودك 13 ساله زاهدانى انجام يافته براى نورانيت قلب خوانندگان گرامى مى آوريم:
اين كودك ((سعيد چندانى )) دانش آموز كلاس پنجم ابتدائى است كه در دبستان محمد على فائق ، در زاهدان متولد شده و بر شيوه عقايد اهل تسنن تربيت يافته است .
مادر سعيد اگر چه از لحاظ نسب به خاندان عصمت و طهارت منسوب است ولى او نيز سنى و حنفى است .
سعيد يك سال و هشت ماه پيش در يك تعميرگاه ماشين پايش مى لغزد و به چاهى كه روغن و فاضلاب تعميرگاه در آن مى ريخته مى افتد، و جراحتهاى مختلفى بر بدنش وارد مى شود، اين جراحتها بهبودى مى يابد ولى غده اى در ناحيه شكم پديد مى آيد، نخست خيال مى كنند كه فتق است ، ولى با گذشت چند ماه پزشكان معالج اظهار مى كنند كه غده سرطانى است و بايد او را براى معالجه به تهران ببرند.
او را به تهران مى آورند و در بيمارستان هزار تختخوابى بسترى مى كنند، پس از نمونه بردارى و احراز غده بدخيم سرطانى ، او را به بيمارستان الوند منتقل مى كنند، و غده اى به وزن يك كيلو و نيم از شكم او بيرون مى آورند ولى در مدت كوتاهى جاى غده پر مى شود، و پزشكان اظهار مى كنند كه با اين رشد سريع غده ، ديگر كارى از ما ساخته نيست .
مادر سعيد شبى در خواب مى بيند كه به او مى گويند: ((سعيد را ببريد به مسجد مقدس جمكران )).
طبعا يك زن سنى نمى داند كه مسجد جمكران يعنى چه ؟ ولى هنگامى كه خوابش را براى ديگران نقل مى كند، او را به مسجد جمكران قم راهنمائى مى كنند.
وى سعيد را با ديگر فرزندش ((محمد نعيم )) به قم مى آورد، و بلافاصله به مسجد مقدس جمكران مشرف مى شوند.
سعيد روز سه شنبه 11 جمادى الاولى 1414 هيك ساعت و نيم بعد از ظهر وارد مسجد جمكران مى شود، خدام مسجد وضع او را كه به اين منوال مى بينند او را در اطاق شماره هشت زائر سراى مسجد اسكان مى دهند.
مادر سعيد اعمال مسجد را فرا مى گيرد، با پسرش محمد نعيم اعمال مسجد را انجام مى دهد، آنگاه عريضه اى تهيه مى كند و آن را در چاه مى اندازد، و با دلى سرشار از اميد به ذيل عنايت حضرت بقيه الله - ارواحنا فداه - متوسل مى شود.
شب فرا مى رسد و عاشقان حضرت بقيه الله - ارواحنا فداه - طبق رسم سنواتى (كه شبهاى چهارشنبه از راههاى دور و نزديك به مسجد مقدس صاحب الزمان در جمكران مشرف مى شوند) دسته دسته مى آيند، و در مسجد به عبادت و نيايش مى پردازند.
مشاهده اين شور و هيجان مردم در دل مادر سعيد طوفانى ايجاد مى كند، او نيز همراه دهها هزار زائر به عبادت و دعا و تضرع مى پردازد و شفاى فرزندش را از حضرت بقيه الله - ارواحنا فداه - با اصرار و الحاح مسئلت مى كند.
هنگامى كه به اطاق مسكونى اش در زائر سراى مسجد مى آيد، دو نفر از خادمان با اخلاص به اطاق او مى آيند و در آنجا عزادارى مى كنند و براى شفاى سعيد به طور دسته جمعى دست به دعا بر مى دارند.
سعيد مى گويد:
((درست ساعت 3 نيمه شب بود كه در عالم رويا ديدم نورى از پشت ديوارى ساطع شد و به طرف من به راه افتاد.
او يك انسان بود، ولى من از او فقط نور خيره كننده اى مى ديدم كه آهسته آهسته به من نزديك مى شد.
من اول مضطرب شدم ، ولى سعى كردم كه بر خودم مسلط شوم .
هنگامى كه نور به من رسيد به ناحيه سينه و شكم من اصابت كرد و برگشت .
من از خواب بيدار شدم و چيزى متوجه نشدم و باز هم خوابيدم .
صبح كه از خواب بيدار برخاستم ، سعى كردم كه خودم را به عصايم نزديك كنم و عصا را بردارم ، ناگاه متوجه شدم كه بدنم سبك شده و آن حالت درد شديد به كلى از من رفع شده است .
در آن وقت متوجه شدم كه شفا يافته ام و آن نور وجود مقدس حضرت صاحب الزمان عليه السلام بوده است .))
اين معجزه باهره و كرامت ظاهره ، در شب چهارشنبه 12 جمادى الاولى 1414 هجرى ، برابر با 5 آبان 1372 شمسى صادر گرديد.
سعيد با مادر و برادر خود سه شب در زائر سراى مسجد اقامت كردند، شب سوم كه شب جمعه بود عنايت ديگرى شد، كه اين بار در بيدارى انجام پذيرفت ، و اينك متن آن واقع از زبان سعيد:
((شب جمعه در اطاق شماره هشت نشسته بودم ، مادرم مشغول تلاوت قرآن بود، احساس كردم كه شخصى در كنار من نشست ، و براى من رهنمودها و دستورالعمل هايى را بيان فرمود.
چون سخنانش تمام شد برگشتم و كسى را نديدم ، از مادرم پرسيدم كه : مادر با من بودى ؟ گفت : من قرآن مى خوانم باتو نيستم .
پرسيدم : پس اين كى بود كه با من سخن مى گفت ؟ مادرم گفت : كسى در اينجا نيست .
در آن موقع پتو را بر سرم كشيدم و هر چه بر مغز خود فشار آوردم كه مطالب آن شخص را به خاطر بياورم چيزى به يادم نيامد.))
روز جمعه سعيد و مادرش به تهران باز مى گردند و به بيمارستان الوند مراجعه مى كنند، پس از عكسبردارى معلوم مى شود كه سعيد صحيح و سالم است و از غده بدخيم سرطانى هيچ خبرى نيست .
و بدين گونه اين كودك سعادتمند كه به حق ((سعيد)) نامگذارى شده از معجزات باهره حضرت بقيه الله - ارواحنا فداه - بهبودى كامل خود را در مى يابد.
دو هفته بعد (شب چهارشنبه 25 جمادى الاولى ، برابر با 19/8/72 سعيد با مادرش و برادرش محمد نعيم به جمكران آمده بود تا پيشانى ادب بر آستان مسجد حضرت صاحب الزمان بسايد، و از محضر مولا و مقتدايش تشكر نمايد. خوشبختانه حقير هم در مسجد بودم ، و از داستان شفا يافتن او آگاه بودم ، با او در دفتر مسجد رفتم و در حضور دهها نفر از دوستان ، مطالب بالا را از زبان سعيد بدون واسطه شنيدم .
مادرش از خوشحالى در پوست نمى گنجيد، و براى حضرت بقيه الله - ارواحنا فداه - پيوسته درود مى فرستاد، و سخنانى مى گفت كه از يك فرد سنى مذهب بسيار جالب بود، مثلا مى گفت : ((من نمى دانم الان امام زمان - عليه السلام - كجاست ؟ آيا در درياها كشتى ها را نجات مى دهد، و يا در آسمانها هواپيماها را نجات مى دهد!)). سعيد در اين سفر با كوله بارى از پرونده هاى پزشكى ، عكسها و آزمايشها آمده بود، كه آنها را به مشتاقان ارائه دهد، از اسناد پزشكى او توسط مسئولين مسجد فيلمبردارى شد، از خود سعيد و مادرش فيلمبردارى شد و سخنانشان ضبط گرديد. بى گمان خانواده ((چندانى )) در ميان خانواده هاى معتقد اهل سنت ، مبلغ صميمى و بى قرار حضرت بقيه الله - عجل الله تعالى فرجه الشريف - خواهند بود.
توضيح: متن كامل تشرف اين كودك 13 ساله و شفا يافتن به دست حضرت ولى عصر ارواحنا فداه در كتاب ((كريمه اهل بيت )) آمده است و نيز فيلم مصاحبه چندانى و مادرش در واحد فرهنگى كتابخانه عمومى حضرت ابوالفضل (ع ) موجود است . توضيح اينكه آقاى دكتر باهر به مناسبت ولادت فاطمه زهرا سلام الله عليها در كتابخانه عمومى حضرت ابوالفضل (ع ) در حضور آيت الله حاج سيد حجت چاوشى دانشجويان عزيز در ضمن سخنرانى ، داستان سعيد چندانى را بيان فرمودند كه خود معظم له معاينه كرده بودند. فرمودند: از عنايت امام زمان و مسجد مقدس جمكران بود. شفاى ايشان يك معجزه الهى بود.
منبع: كتاب مسجد مقدس جمكران، تجليگاه صاحب الزمان تاليف : سيد جعفر مير عظيمى
هشدار علماي الازهر مصر درباره مماشات جهان اسلام در قبال تهديدات آمريكا عليه ايران
گروهي از علماي برجسته دانشگاه الازهر مصر نسبت به بي توجهي و مماشات کشورهاي عربي و اسلامي در برابر تهديدات مستمر آمريكا مبني بر حمله نظامي به ايران هشدار دادند.
دكتر محمد رفعت عثمان، عضو مجمع پژوهشهاي اسلامي الازهر ميگويد: كمك به آمريكا براي حمله به يك كشور اسلامي مثل ايران نوعي حماقت آشكار است.
دكتر منيع عبدالحليم محمود، استاد تفسير در دانشگاه الازهر نيز از مماشات و بياعتنايي جهان اسلام در برابر برنامههاي صهيونيستي آمريكايي براي پراكنده كردن كشورهاي اسلامي انتقاد كرد.
دكتر صبري عبدالرئوف استاد فقه دانشگاه الازهر نيز گفت: از نظر شرع و دين در صورتي كه تجاوزي بر ضد يك سرزمين اسلامي صورت گيرد بر همه مسلمانان واجب است كه اقدام به مقابله با متجاوز و ياري رساندن به برادران مسلمان خود كنند.
در اين مراسم سردار غلامي فرمانده منطقه مقاومت بسيج استان سيستان و بلوچستان گفت:
در حادثه اخير منطقه كورين ماهيت دشمنان و عوامل دست نشانده آنان براي مردم بيشتر مشخص شد.
وي تصريح كرد:دشمنان اسلام و كشور بايد بدانند صفوف مستحكم و منسجم ملت ايران و استان گسستني نيست و آنان هر گز نمي توانند به اهداف شوم و پليد خود دست يابند.
امامان جمعه تشيع و تسنن و فرماندار خاش هم از شهدا به عنوان فرزندان راستين انقلاب اسلامي ياد كردند كه الگوي شايسته مجاهدان راه خدا هستند.
حجت الاسلام صادقي )مشهد(

آيين ازدواج دختران در کودکي (9 سالگي) پاس داشته مي شود و ضديت با مولوي ها در ميان دختران تحصيلکرده بلوچ بسيار به چشم مي خورد که البته آشکارا جرات ابراز آن را ندارند. زناني که ديگر در يافته اند این نگرش ساليان سال زندگي خواهران ومادرانشان را تباه ساخته است.لیکن در اين جامعه هرگونه حرکت در تحقق آرمان زنان حرکتي بر ضد مذهب تلقي شده و بهاي گزافي بايد پاي آن پرداخت بنابراين نبود هر گونه تشکل باور نکردني نيست .
مهناز ، دانشجوي پزشکي بود که او را به زور پاي سفره عقد مردي نشاندند که به گفته خودش قاچاقچي و بي سواد بود ،مهناز اين زندگي را تاب نياورد اما زودتر از مرگ پدر نتوانست بگريزد و اکنون يکي از بهترين متخصصان کشور است.مهناز درست است که ديروز نه يک اقليت که تنها يک نفر بود امروزه هزاران نفر گشته ،اما این روند لاک پشت وار اعتراضي روزانه قربانيان بي شماري می گیرد ،ا تحول همچنان منوط به تحول در سطح آگاهي و بينش مرد خانواده باقي مانده است .اقدامات تک روانه هر زن گرچه بي تاثير نخواهد بود اما فقدان تاريخي هر گونه تشکل سازمان يافته از سوي زنان تحصيلکرده و مترقي بلوچ مانع از گسترش موج اين مبارزات در سطح جامعه شده است تا سنت زنده به گور کردن دختران در این دوران نیز همچنان با قوت به حیات خود ادامه دهد.
آری چنین است که این منطقه نیازمند یاری فرهنگی همه آحاد جامعه است و با استعانت از خداوند و مدد اولیای صالح او بر آنیم تا بر این وظیفه ملی نگاهی دوباره بیفکنیم.
"فراج اسماعيل" که هفته اي يکبار اقدام به چاپ مقاله در روزنامه الدستور مي کند، روز دوشنبه در گفت وگو با روزنامه "المصريون" چاپ قاهره با اعلام اين مطلب افزود: اقبال روزنامه نگاران مصري به مواضع ضدصهيونيستي آيت الله خامنه اي شرايط را به گونه اي ساخته است که رهبر عالي ايران برخلاف "حسني مبارک" رييس جمهوري مصر از مصونيت در مطبوعات مصر برخوردار شده است.
اسماعيل با اعلام اينکه مقاله وي که در انتقاد از ايران وبرخي مواضع رهبران اين کشور پيش از چاپ حذف شده است، گفت مديريت الدستور در توجيه لغو انتشار مقاله اش به او گفته است که انتقاد از ايران خط قرمز روزنامه نگاران مسلمان مصري است .
"فراج اسماعيل" در پايان گفت: جاي تاسف است که روزنامه نگاران مصري تا اين حد ايران را تقديس مي کنند واين کشور را بهشت روي زمين مي دانند که به نيابت از آن ماموريت صدور انقلاب (امام) خميني را به مصر، برعهده مي گيرند.
گفتني است "فراج اسماعيل" که در ميان روزنامه نگاران مصري به ارتباط با اسرائيل اشتهار دارد علاوه بر نگارش مقالاتي همسو با منافع غرب و رژيم صهيونيستي در برخي جرايد مصر ، نگارش فيلمنامه هاي مبتذلي مملو از صحنه هاي غير اخلاقي تبديل شد را در کارنامه خود ثبت نموده است.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقهی سیستان و بلوچستان، معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان سیستان و بلوچستان گفت: در پی برخورد قاطعانه ماموران انتظامی استان سیستان و بلوچستان با عوامل شرارت و ناامنی در منطقه و دستگیری تعدادی از اشرار و قاتلان، چهار نفر از اعضای طایفه ی ریگی در زاهدان، ریش سفیدان و اعضای شورای اسلامی و معتمدین طایفه ریگی و طایفه کرد و دیگر طوایف وابسته در شهرستان زاهدان طی نامه ای از فرمانده انتظامی استان سیستان و بلوچستان تقدیر و تشکر کردند.
سرهنگ صلاح عسگرپور بیان داشت: ریش سفیدان و معتمدان طوایف ریگی و کرد و دیگر طوایف وابسته ساکن شهرستان زاهدان در این نامه مراتب تقدیر و تشکر خود را از قاطعیت و اقتدار و اقدام به موقع نیروی انتظامی و بویژه سردار غلامعلی نکوئی فرمانده قرارگاه عملیاتی فتح و انتظامی استان سیستان و بلوچستان در دستگیری و برخورد قاطعانه با اشرار مسلح و قاتلین چهار نفر از معتمدین طایفه ریگی به نام های حاج نواب ریگی، حاج شدت ریگی، مسعود کرد تمین و فیض محمد کرد که در مورخه ۸۷/۴/۲۴ به دست اشرار از خدا بی خبر در خیابان پاستور شهرستان زاهدان ناجوانمردانه ترور شدند، اعلام کردند.
وی گفت: در ادامه این نامه آمده است به حق که این اقدام مقتدرانه و خداپسندانه فرماندهی انتظامی استان سیستان و بلوچستان قلب حادثه دیدگان و کلیه اعضای طایفه ریگی را شاد نمود.
سرهنگ عسگرپور افزود: در این نامه ریش سفیدان و معتمدین طوایف ریگی و کرد و دیگر طوایف وابسته ساکن شهرستان زاهدان ضمن آرزوی موفقیت و سربلندی برای جان برکفان نیروی انتظامی، آمادگی خود را برای همکاری هر چه بیشتر با مسئولین قضایی، انتظامی و نظامی در جهت برقراری امنیت در سطح منطقه اعلام کردند.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقهی سیستان و بلوچستان، مولوی محبی تاکید کرد: امام حسین (ع) ثابت کردند که این دین وارثی دارد که در مقابل هر نوع دسیسه مبارزه می کند و امروز هم اگر مردانی بر می خیزند، صاحب کربلا را الگوی خود قرار می دهند.
وی با اشاره به سخن علامه سمرقندی که گفته بود اگر دیدید با گفتن حق، حق زنده می شود ولی خودتان کشته می شوید حق را بگویید افزود: امام حسین (ع) توانست حق را زنده کند.
وی ادامه داد: فرزند رسول خدا (ص) سفینهی نجات است و همهی مسلمانان چه شیعه و چه سنی به اهل بیت و حسین (ع) عشق می ورزند و اگر اهل سنت در عزاداری ماه محرم شرکت نمی کنند بر مبنای عدم علاقه نیست.
وی با تاکید بر اینکه باید در گفتار و عمل دقت کرد گفت: افراط و تفریط، کار امت را بر هم می زند.
وی گفت: امام حسین (ع) برای احیای دین خدا و احیای سنت رسول خدا (ص) قیام کرد؛ اهل بیت خود را قربانی کرد بنابراین باید امام حسین (ع) و همت او، در دل همهی مسملنان زنده باشد.
وی در پایان با این دعا که خداوند مسلمین را از اختلاف حفظ کند، سخنانش را به پایان رسانید.


